-My Lucifer-²⁹

My Lucifer
Part:²⁹
_____________
_پرش زمانی جمعه ا/ت ویو_
تمام این روز ها استرس داشتم الان جمعس
و روز قعد 1 ساعت دیگه باید برم ولی دلم
نمیخواد الان من همه کارام رو کردم فقط
منتظر میکاپ آرتیستمم تو همین فکرا
بودم که بلاخره اومد
٪: ببخشید که دیر شد
+:ها اشکالی نداره منم از خدام بود
٪: واقعا؟
+:عا.چیز آره
میکاپم تموم شد الان باید برم (محزر؟)رفتم بادیگاردم
در ماشین رو باز کرد و روشنش کرد و سمت اونجا
حرکت کردیم وقتی رسید از ماشین پیاده شدم و رفتم
که با جونگکوک مواجه شدم چقد کت شلوار بش
میاد اهاش سلام کردم و اونم با لبخند جواب
سلامم روداد رفتم (دیگه بقیش نمیدونم خودتون
بچی بگید)*بعدازعقدویوکوک*
الان بعد از عقد هست ومن چون ا/ت رو دوست
داشتم خوشحال بودم ولی ا/ت از ظاهرش
معلوم بود ناراحته
رفتم خونه خودم یه قهوه خوردم و
یکم کتاب خوندم(هم‌چنان منی که دارم
هردوشون رو کتاب خون میکنم)خستم شده بود
پس رفتم خوابیدم
*ویو ا/ت*
صبح با یه سردرد ریزی از خواب بیدار شدم رفتم دسشوی کارای مربوطه رو انجام دادم اومدم بیرون و رفتم پایین یه قهوه درست کردم و خوردم و طبق معمول رفتم پیاده روی
بعد از پیاده روی برگشتم یه نهار خوردم یکمی هم کتاب خوندم و رفتم تو گوشی که دیدم ساعت شده 6 ودف چقد زود گذشت چون حوصله ام سر رفته بود تصمیم گرفتم که برم یکم فروشگاه و بعدش کافه رفتم لباسام عوض کردم و سوییچ و گوشیم رو برداشتم و رفتم ماشینم روشن کردم تو راه یکم آهنگ گذاشتم ولی باش نخوندم (شاهکار کردی)رسیدم پیاده شدم تا پام گذاشتم توی فروشگاه یه کتاب فروشی دیدم سریع رفتم داخل اونجا یه جلد کتاب گرفتم ولی اگه خوب بود بقیش هم میکیرم رفتم یکم لباس و کفش و کیف و اینا گرفتم و بعدش. فتم کافه بعد از اینکه رفتم اونا دیدم که یه پسر خیلی خیلی آشنا اونجا نشسته یکم زوم کردم روش که دیدم جیمینه سریع رفتم پیشش که ترسید
+:سلااام
/:عه تویی سلام
+:(یکم حرف میزنن*این چند وقت ا/ت جیمین رو ندیده بود برا همی بچم خرذوق شد*)..........
دیدگاه ها (۷)

-My Lucifer-³⁰

ا/ت

-My Lucifer-²⁸

-My Lucifer-²⁷

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

دو رقیب عشقیپارت ۲«ا/ت ویو»ا/ت: میدونم تهیونگ ببخشید...میشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط